<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>مدرسه علمیه حضرت نرگس(سلام الله علیها) جهرم</title>
		<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>گفت و گو با مدیر حوزه علمیه حضرت نرگس سلام الله علیها جهرم</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/گفت-و-گو-با-مدیر-حوزه-علمیه-و-ارائه-گزارش-فعالیت-های-حوزه-علمیه-خواهران</link>
			<pubDate>00:07:00 +0430 پنجشنبه، 5 فروردین 1400</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">1229058@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خبرگزاری شبستان- جهرم: بی تردید حوزه های علمیه در طول تاریخ حیات خود پرونده درخشانی از خود به جا گذاشته اند که استمرار فکر و عمل دینی، مرهون تلاش بی وقفه مراجع عظام، محققین و مبلغان حوزه های علمیه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/narges-jahrom/quick-uploads/p1229058/img11334424.jpg&quot; alt=&quot;حوزه علمیه  خواهران جهرم&quot; width=&quot;587&quot; height=&quot;448&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این میان اگر چه بانوان در اغلب زمان ها از فیوضات الهی و عملی حوزه ها برخوردار بوده و مستقیم و غیر مستقیم مخاطبِ ندای الهام بخش پیام آوران دینی قرار داشته اند؛ لیکن به دلایل مختلف، ایجاد حوزه های علمیه خواهران در سطح کشور ضرورت یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نقش حوزه علمیه خواهران در تربیت نسل نو و فرزندان جامعه اسلامی و همچنین لزوم تشویق و ترغیب بانوان به سمت حوزه های علمیه ما را بر آن داشت تا به سراغ «طاهره قره خانی»، مدیر «حوزه علمیه حضرت نرگس (س)» شهرستان جهرم برویم تا در مورد اقدامات و فعالیت های این حوزه علمیه در تربیت طلاب و همچنین نشر فرهنگ غنی دینی و اسلامی در جامعه با وی به گفتگو بنشینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از راه اندازی حوزه علمیه خواهران «حضرت نرگس (س)» جهرم برایمان بگویید؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این مدرسه علمیه اکنون مدت 13 سال است راه اندازی شده و فعالیت های گسترده ای داشته است. راه اندازی این حوزه با درخواست و پیگیری امام جمعه شهرستان جهرم که در آن زمان آیت الله «لطف الله دژکام» عهده دار بود و همچنین همت خیران شهرستان در سال 1386 به صورت رسمی گشایش یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هدف و مبنای تشکیل حوزه های علمیه خواهران چه بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ایجاد حوزه های علمیه خواهران بر مبنای گسترش تحصیلات دینی و نیز هدفمند ساختن آن ها صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حوزه های علمیه خواهران از جهات مختلفی به گسترش دینداری کمک می کنند که از جمله آنها می توان به ارتقای دانش و دینداری خواهرانی که وارد حوزه ها می شوند، ترویج دانش دینی در میان بانوان به طور مستقیم و بوسیله مبلغان زن با اتکای بر نیازها و تجارب زنان و گسترش دینداری در خانواده ها به اتکای مادران و خواهران متدینی که یا در حوزه ها تحصیل کرده اند و یا به وسیله مبلغات ارشاد شده اند، اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حوزه علمیه حضرت نرگس (س) جهرم از ابتدا تا کنون دارای چه محورهایی بوده و در کدام زمینه ها فعالیت داشته است؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بحث حوزه «حضرت نرگس (س)» جهرم در محورهای مختلفی همچون آموزش، فرهنگی و پژوهش خلاصه می­ شود؛ در حوزه فرهنگی فعالیت آموزشی مدرسه با جذب و پذیرش زیر نظر مرکز مدیریت قم از میان داوطلبان انجام می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;لذا از سال 1386 تا سال 1393 پذیرش طلبه در سطح 2 و از سال 1393، تاکنون پذیرش طلبه در سطح 2 و سه انجام می گیرد و از میان داوطلبان با آزمون و مصاحبه 30نفر در مقطع سطح 2 و 15 نفر در مقطع سطح سه با دارا بودن شرایط، پذیرفته می شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در جذب و انتخاب اساتید نیز باتوجه به روایات اهل بیت (علیهم السلام)، مقام معلم (استادی) از ارزش والایی برخوردار است چرا که او روح و جان افراد را پرورش داده و به سوی رشد و ترقی و تعالی می برد؛ بدین جهت به جذب و انتخاب اساتید بر اساس شرایط اعلام شده از طرف مرکز مدیریت در هر سال تحصیلی، افراد واجد شرایط جهت ارزیابی به بخش آموزش مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان فارس اعزام و بعد از گذراندن مراحل ارزیابی در بخش آموزش به مدرسه معرفی می شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اساتید مقطع سطح 2 مدرسه با مدرک سطح سه از طلاب فارغ التحصیل سطح 2 بوده و تعداد اساتید مشغول به تدریس در حوزه علمیه «حضرت نرگس (س)» جهرم در مقطع سطح 2 و سه در مجموع، 31 نفر هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همچنین اساتید مقطع سطح سه مدرسه، از میان فرهیختگان و روشنفکران حوزوی و دانشگاهی در رشته های تخصصی کلام اسلامی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هم زمان با سراسر کشور، کلاس های آموزشی در اواخر شهریور ماه هر سال در طول 2 نیم سال تحصیلی براساس شرایط ابلاغی از طرف مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، برگزار می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بحث المپیادها و مسابقات علمی آیا حوزه علمیه خواهران جهرم افتخاراتی داشته است؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مسابقات علمی از سال 1387 تاکنون در سطح 2 از پایه های دوم تا پنجم برگزار و از سال 1393 نیز به صورت تخصصی در سه مرحله مدرسه ای، منطقه ای و کشوری انجام می گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این سال ها تعداد 60 نفر از طلاب توانسته اند به مرحله منطقه ای و 10 نفر به مرحله کشوری راه یابند و جوایز نفیسی به دست آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/narges-jahrom/quick-uploads/p1229058/img11331778.jpg&quot; alt=&quot;مدرسه علمیه خواهران&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;450&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شاید بتوان گفت مهمترین فلسفه ایجاد حوزه های علمیه کار فرهنگی است؛ در این زمینه فعالیت حوزه علمیه خواهران جهرم چگونه بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;تربیت، مقوله ای مهم در بحث انسان سازی و به ثمر رساندن استعدادهای انسان است لذا برای قرار گرفتن در مسیر کمال، لازم است به تربیت و فرهنگ توجه شود؛ تعداد مبلغان فعال در سطح شهرستان جهرم یکصد نفر هستند که به فعالیت تربیتی و فرهنگی می پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از اهم فعالیت های فرهنگی این مدرسه می توان به تربیت طلاب و پرورش مبلغ در سطح شهرستان، استان و کشور، پاسخگویی به مسائل شرعی و اعتقادی به صورت حضوری، تلفنی و مجازی، اعزام مبلغ به مساجد و حسینیه ها و جمع های بانوان در سطح شهرستان، راه اندازی صندوق قرض الحسنه در سال 1388 و اعطای وام بدون بهره به طلاب، همکاری با دارالتحفیظ «الهادی علیه السلام» و تربیت مشاور برتر در سطح کشوری اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همچنین این حوزه علمیه در همکاری با بسیج طلاب در قالب استادیار حلقه های صالحین، برگزاری جلسات مختلف و رایزنی با بسیج دانش آموزی و اعزام مبلغ در طرح های مختلف استانی و کشوری، همکاری مبلغان با اردوهای راهیان نور در قالب خادم الشهدا و راویت گری، مسئولیت اردوهای جهادی، برگزاری مراسمات شهدا و دوره های تربیتی و عقیدتی و توزیع کتب شهدا در سطح شهرستان و همکاری با آستان قدس رضوی شهرستان نقش آفرینی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بحث همکاری با آموزش و پرورش شهرستان نیز طلاب این مدرسه علمیه با مشاوره خانواده و پاسخ گویی به مسائل شرعی و عقیدتی در مدارس، همکاری با آموزش و پرورش در برگزاری مراسمات ملی و مذهبی، برگزاری جشن تکلیف، اعزام مبلغ به مدارس و برگزاری کلاس های تابستانه برای دانش آموزان فعالیت داشته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همچنین دیگر فعالیت های فرهنگی طلاب حوزه علمیه خواهران جهرم در زمینه های دیگری همچون همکاری با ستاد بانوان فرمانداری شهرستان جهرم، برگزاری برنامه ها و مراسمات ملی و مذهبی در سطح شهرستان، همکاری با علوم پزشکی و اعزام مبلغ به خوابگاه های دانشجویی، برگزاری اردوهای سلامت محور و آموزش مبلغان سفیران سلامت، همکاری با بهزیستی و برگزاری مراسمات و اردو برای مهد های کودک در حوزه علمیه حضرت نرگس علیها السلام و مشاوره دینی و پاسخگویی به مسائل فرزند خواندگی اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اهمیت مسئله پژوهش در حوزه های علمیه و نقش مدرسه علمیه خواهران جهرم در این زمینه را چگونه ارزیابی می کنید؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در جهان امروز، دانایی یکی از محورها و شاخص های اصلی پیشرفت و تعالی هر جامعه به شمار رفته و سنجش سطح دانایی به میزان تولید و مصرف اطلاعات و گسترش دانایی به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی موثق وابسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دانسته های ما یا با مطالعه منابع اطلاعاتی موجود و یا بنا به پژوهش هایی که خود انجام می دهیم، به دست می آید؛ پژوهش، فعالیتی منسجم برای رسیدن به شناختی روشن تر از مفاهیم پیرامون ما است. در مجموع پژوهش راهی برای گسترش مرزهای دانش و گشودن افق های تازه برای آیندگان است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;لذا در راستای این اهداف، شورای پژوهش حوزه علمیه خواهران جهرم، از اساتید راهنما، دارای مدرک سطح سه و سطح 2 همراه با مدرک کارشناسی ارشد دانشگاه هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مدرسه علمیه «حضرت نرگس (س)» از سال 1391 تا 1399 تعداد یکصد پایان نامه با موضوعات قرآنی، روانشناسی، خانواده، فقهی و اصولی، کلامی و فلسفی و تاریخی به نگارش درآمده و دفاع شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همچنین در بحث مقالات از سال 1387 تا کنون 700 مقاله با موضوعات قرآنی، کلامی، فقهی، اخلاقی، تاریخی، روان شناسی خانواده و اجتماعی آبه نگارش درآمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ارسال مقالات به جشنواره های پژوهشی حوزه های علمیه خواهران از جمله جشنواره علامه حلی، بانوی کرامت و مسابقات رشد همراه با کسب امتیاز و چاپ مقالات برتر در نشریه های داخلی حوزه های علمیه از جمله فعالیت های این حوزه علمیه در بحث پژوهش بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دیگر فعالیت های پژوهشی در حوزه علمیه خواهران جهرم را می توان به همکاری در برگزاری همایش هایی از جمله «جهاد زن و تدبیر منزل»، «شیخ مفید»، «علامه خفری»، «مقایسه زن در اسلام و فمینیسم» و «الگوهای سبک زندگی اسلامی و زن معاصر» و نشست هایی همچون، «علمی تبیین مهارت های پژوهشگری»، «علمی و پژوهشی» و «کتاب خوانی ویژه طلاب» اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;«راهکارهای ایجاد انگیزه پژوهشی در بین طلاب»، «میزگرد علمی پژوهشی در حیطه خانواده»، «آموزش کارگاه روش های مطالعه فرهنگ سازی نشریات علمی و پژوهشی»، «راهکارهای توسعه دانش در میان طلاب» نیز از میزگردهایی بوده که طلاب جهرمی در آن نقش ویژه داشته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;«حجاب طلاب خواهر در جامعه»، «حضور طلاب در مراسمات»، «سن ازدواج برای دختران و پسران»، «اشتغال زنان در خارج از منزل و رابطه آن با حقوق همسر» نیز از موضوعات کرسی های آزاد اندیشی بوده که به همت طلاب حوزه علمیه خواهران جهرم برپا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در پایان در مورد امکانات و تجهیزات حوزه علمیه حضرت نرگس جهرم برایمان بگویید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حوزه علمیه حضرت نرگس دارای امکاناتی همچون کتابخانه مجهز به 10 هزار و 247 نسخه کتاب، اتاق رایانه مجهز به شبکه اینترنت، 30 نرم افزار پژوهشی، فضای آموزشی مناسب، سالن نمازخانه و مهدکودک است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پایان پیام/691&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://shabestan.ir/detail/News/931627&quot;&gt;http://shabestan.ir/detail/News/931627&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;نویسنده: پگاه پرهون&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/گفت-و-گو-با-مدیر-حوزه-علمیه-و-ارائه-گزارش-فعالیت-های-حوزه-علمیه-خواهران&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خبرگزاری شبستان- جهرم: بی تردید حوزه های علمیه در طول تاریخ حیات خود پرونده درخشانی از خود به جا گذاشته اند که استمرار فکر و عمل دینی، مرهون تلاش بی وقفه مراجع عظام، محققین و مبلغان حوزه های علمیه است.</p>
<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/narges-jahrom/quick-uploads/p1229058/img11334424.jpg" alt="حوزه علمیه  خواهران جهرم" width="587" height="448" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در این میان اگر چه بانوان در اغلب زمان ها از فیوضات الهی و عملی حوزه ها برخوردار بوده و مستقیم و غیر مستقیم مخاطبِ ندای الهام بخش پیام آوران دینی قرار داشته اند؛ لیکن به دلایل مختلف، ایجاد حوزه های علمیه خواهران در سطح کشور ضرورت یافت.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">نقش حوزه علمیه خواهران در تربیت نسل نو و فرزندان جامعه اسلامی و همچنین لزوم تشویق و ترغیب بانوان به سمت حوزه های علمیه ما را بر آن داشت تا به سراغ «طاهره قره خانی»، مدیر «حوزه علمیه حضرت نرگس (س)» شهرستان جهرم برویم تا در مورد اقدامات و فعالیت های این حوزه علمیه در تربیت طلاب و همچنین نشر فرهنگ غنی دینی و اسلامی در جامعه با وی به گفتگو بنشینیم.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">از راه اندازی حوزه علمیه خواهران «حضرت نرگس (س)» جهرم برایمان بگویید؟</p>
<p style="text-align: justify;">این مدرسه علمیه اکنون مدت 13 سال است راه اندازی شده و فعالیت های گسترده ای داشته است. راه اندازی این حوزه با درخواست و پیگیری امام جمعه شهرستان جهرم که در آن زمان آیت الله «لطف الله دژکام» عهده دار بود و همچنین همت خیران شهرستان در سال 1386 به صورت رسمی گشایش یافت.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">هدف و مبنای تشکیل حوزه های علمیه خواهران چه بوده است؟</p>
<p style="text-align: justify;">ایجاد حوزه های علمیه خواهران بر مبنای گسترش تحصیلات دینی و نیز هدفمند ساختن آن ها صورت گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">حوزه های علمیه خواهران از جهات مختلفی به گسترش دینداری کمک می کنند که از جمله آنها می توان به ارتقای دانش و دینداری خواهرانی که وارد حوزه ها می شوند، ترویج دانش دینی در میان بانوان به طور مستقیم و بوسیله مبلغان زن با اتکای بر نیازها و تجارب زنان و گسترش دینداری در خانواده ها به اتکای مادران و خواهران متدینی که یا در حوزه ها تحصیل کرده اند و یا به وسیله مبلغات ارشاد شده اند، اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">حوزه علمیه حضرت نرگس (س) جهرم از ابتدا تا کنون دارای چه محورهایی بوده و در کدام زمینه ها فعالیت داشته است؟</p>
<p style="text-align: justify;">بحث حوزه «حضرت نرگس (س)» جهرم در محورهای مختلفی همچون آموزش، فرهنگی و پژوهش خلاصه می­ شود؛ در حوزه فرهنگی فعالیت آموزشی مدرسه با جذب و پذیرش زیر نظر مرکز مدیریت قم از میان داوطلبان انجام می شود.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">لذا از سال 1386 تا سال 1393 پذیرش طلبه در سطح 2 و از سال 1393، تاکنون پذیرش طلبه در سطح 2 و سه انجام می گیرد و از میان داوطلبان با آزمون و مصاحبه 30نفر در مقطع سطح 2 و 15 نفر در مقطع سطح سه با دارا بودن شرایط، پذیرفته می شوند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در جذب و انتخاب اساتید نیز باتوجه به روایات اهل بیت (علیهم السلام)، مقام معلم (استادی) از ارزش والایی برخوردار است چرا که او روح و جان افراد را پرورش داده و به سوی رشد و ترقی و تعالی می برد؛ بدین جهت به جذب و انتخاب اساتید بر اساس شرایط اعلام شده از طرف مرکز مدیریت در هر سال تحصیلی، افراد واجد شرایط جهت ارزیابی به بخش آموزش مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان فارس اعزام و بعد از گذراندن مراحل ارزیابی در بخش آموزش به مدرسه معرفی می شوند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">اساتید مقطع سطح 2 مدرسه با مدرک سطح سه از طلاب فارغ التحصیل سطح 2 بوده و تعداد اساتید مشغول به تدریس در حوزه علمیه «حضرت نرگس (س)» جهرم در مقطع سطح 2 و سه در مجموع، 31 نفر هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">همچنین اساتید مقطع سطح سه مدرسه، از میان فرهیختگان و روشنفکران حوزوی و دانشگاهی در رشته های تخصصی کلام اسلامی هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">هم زمان با سراسر کشور، کلاس های آموزشی در اواخر شهریور ماه هر سال در طول 2 نیم سال تحصیلی براساس شرایط ابلاغی از طرف مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، برگزار می شود.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در بحث المپیادها و مسابقات علمی آیا حوزه علمیه خواهران جهرم افتخاراتی داشته است؟</p>
<p style="text-align: justify;">مسابقات علمی از سال 1387 تاکنون در سطح 2 از پایه های دوم تا پنجم برگزار و از سال 1393 نیز به صورت تخصصی در سه مرحله مدرسه ای، منطقه ای و کشوری انجام می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">در این سال ها تعداد 60 نفر از طلاب توانسته اند به مرحله منطقه ای و 10 نفر به مرحله کشوری راه یابند و جوایز نفیسی به دست آورند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p> <img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/narges-jahrom/quick-uploads/p1229058/img11331778.jpg" alt="مدرسه علمیه خواهران" width="600" height="450" /></p>
<p style="text-align: justify;">شاید بتوان گفت مهمترین فلسفه ایجاد حوزه های علمیه کار فرهنگی است؛ در این زمینه فعالیت حوزه علمیه خواهران جهرم چگونه بوده است؟</p>
<p style="text-align: justify;">تربیت، مقوله ای مهم در بحث انسان سازی و به ثمر رساندن استعدادهای انسان است لذا برای قرار گرفتن در مسیر کمال، لازم است به تربیت و فرهنگ توجه شود؛ تعداد مبلغان فعال در سطح شهرستان جهرم یکصد نفر هستند که به فعالیت تربیتی و فرهنگی می پردازند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">از اهم فعالیت های فرهنگی این مدرسه می توان به تربیت طلاب و پرورش مبلغ در سطح شهرستان، استان و کشور، پاسخگویی به مسائل شرعی و اعتقادی به صورت حضوری، تلفنی و مجازی، اعزام مبلغ به مساجد و حسینیه ها و جمع های بانوان در سطح شهرستان، راه اندازی صندوق قرض الحسنه در سال 1388 و اعطای وام بدون بهره به طلاب، همکاری با دارالتحفیظ «الهادی علیه السلام» و تربیت مشاور برتر در سطح کشوری اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">همچنین این حوزه علمیه در همکاری با بسیج طلاب در قالب استادیار حلقه های صالحین، برگزاری جلسات مختلف و رایزنی با بسیج دانش آموزی و اعزام مبلغ در طرح های مختلف استانی و کشوری، همکاری مبلغان با اردوهای راهیان نور در قالب خادم الشهدا و راویت گری، مسئولیت اردوهای جهادی، برگزاری مراسمات شهدا و دوره های تربیتی و عقیدتی و توزیع کتب شهدا در سطح شهرستان و همکاری با آستان قدس رضوی شهرستان نقش آفرینی کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در بحث همکاری با آموزش و پرورش شهرستان نیز طلاب این مدرسه علمیه با مشاوره خانواده و پاسخ گویی به مسائل شرعی و عقیدتی در مدارس، همکاری با آموزش و پرورش در برگزاری مراسمات ملی و مذهبی، برگزاری جشن تکلیف، اعزام مبلغ به مدارس و برگزاری کلاس های تابستانه برای دانش آموزان فعالیت داشته اند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">همچنین دیگر فعالیت های فرهنگی طلاب حوزه علمیه خواهران جهرم در زمینه های دیگری همچون همکاری با ستاد بانوان فرمانداری شهرستان جهرم، برگزاری برنامه ها و مراسمات ملی و مذهبی در سطح شهرستان، همکاری با علوم پزشکی و اعزام مبلغ به خوابگاه های دانشجویی، برگزاری اردوهای سلامت محور و آموزش مبلغان سفیران سلامت، همکاری با بهزیستی و برگزاری مراسمات و اردو برای مهد های کودک در حوزه علمیه حضرت نرگس علیها السلام و مشاوره دینی و پاسخگویی به مسائل فرزند خواندگی اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">اهمیت مسئله پژوهش در حوزه های علمیه و نقش مدرسه علمیه خواهران جهرم در این زمینه را چگونه ارزیابی می کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">در جهان امروز، دانایی یکی از محورها و شاخص های اصلی پیشرفت و تعالی هر جامعه به شمار رفته و سنجش سطح دانایی به میزان تولید و مصرف اطلاعات و گسترش دانایی به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی موثق وابسته است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">دانسته های ما یا با مطالعه منابع اطلاعاتی موجود و یا بنا به پژوهش هایی که خود انجام می دهیم، به دست می آید؛ پژوهش، فعالیتی منسجم برای رسیدن به شناختی روشن تر از مفاهیم پیرامون ما است. در مجموع پژوهش راهی برای گسترش مرزهای دانش و گشودن افق های تازه برای آیندگان است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">لذا در راستای این اهداف، شورای پژوهش حوزه علمیه خواهران جهرم، از اساتید راهنما، دارای مدرک سطح سه و سطح 2 همراه با مدرک کارشناسی ارشد دانشگاه هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در مدرسه علمیه «حضرت نرگس (س)» از سال 1391 تا 1399 تعداد یکصد پایان نامه با موضوعات قرآنی، روانشناسی، خانواده، فقهی و اصولی، کلامی و فلسفی و تاریخی به نگارش درآمده و دفاع شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در بحث مقالات از سال 1387 تا کنون 700 مقاله با موضوعات قرآنی، کلامی، فقهی، اخلاقی، تاریخی، روان شناسی خانواده و اجتماعی آبه نگارش درآمده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ارسال مقالات به جشنواره های پژوهشی حوزه های علمیه خواهران از جمله جشنواره علامه حلی، بانوی کرامت و مسابقات رشد همراه با کسب امتیاز و چاپ مقالات برتر در نشریه های داخلی حوزه های علمیه از جمله فعالیت های این حوزه علمیه در بحث پژوهش بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">دیگر فعالیت های پژوهشی در حوزه علمیه خواهران جهرم را می توان به همکاری در برگزاری همایش هایی از جمله «جهاد زن و تدبیر منزل»، «شیخ مفید»، «علامه خفری»، «مقایسه زن در اسلام و فمینیسم» و «الگوهای سبک زندگی اسلامی و زن معاصر» و نشست هایی همچون، «علمی تبیین مهارت های پژوهشگری»، «علمی و پژوهشی» و «کتاب خوانی ویژه طلاب» اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">«راهکارهای ایجاد انگیزه پژوهشی در بین طلاب»، «میزگرد علمی پژوهشی در حیطه خانواده»، «آموزش کارگاه روش های مطالعه فرهنگ سازی نشریات علمی و پژوهشی»، «راهکارهای توسعه دانش در میان طلاب» نیز از میزگردهایی بوده که طلاب جهرمی در آن نقش ویژه داشته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">«حجاب طلاب خواهر در جامعه»، «حضور طلاب در مراسمات»، «سن ازدواج برای دختران و پسران»، «اشتغال زنان در خارج از منزل و رابطه آن با حقوق همسر» نیز از موضوعات کرسی های آزاد اندیشی بوده که به همت طلاب حوزه علمیه خواهران جهرم برپا شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در پایان در مورد امکانات و تجهیزات حوزه علمیه حضرت نرگس جهرم برایمان بگویید.</p>
<p style="text-align: justify;">حوزه علمیه حضرت نرگس دارای امکاناتی همچون کتابخانه مجهز به 10 هزار و 247 نسخه کتاب، اتاق رایانه مجهز به شبکه اینترنت، 30 نرم افزار پژوهشی، فضای آموزشی مناسب، سالن نمازخانه و مهدکودک است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">پایان پیام/691</p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://shabestan.ir/detail/News/931627">http://shabestan.ir/detail/News/931627</a></p>
<p style="text-align: left;">نویسنده: پگاه پرهون</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/گفت-و-گو-با-مدیر-حوزه-علمیه-و-ارائه-گزارش-فعالیت-های-حوزه-علمیه-خواهران">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/گفت-و-گو-با-مدیر-حوزه-علمیه-و-ارائه-گزارش-فعالیت-های-حوزه-علمیه-خواهران#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1229058</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ما اینجاییم</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/ما-اینجاییم</link>
			<pubDate>23:59:00 +0430 چهارشنبه، 4 فروردین 1400</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">1229054@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;سلام  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آدرس سایت حوزه : https://hozeh-narges.ir/&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سایت مدرسه علمیه حضرت نرگس سلام الله علیها ببینید، منتظر نظر ارزشمند تون هستیم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/ما-اینجاییم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام  </p>
<p>آدرس سایت حوزه : https://hozeh-narges.ir/</p>
<p>سایت مدرسه علمیه حضرت نرگس سلام الله علیها ببینید، منتظر نظر ارزشمند تون هستیم.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/ما-اینجاییم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/ما-اینجاییم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1229054</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>قیام پانزده خرداد</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/قیام-پانزده-خرداد-5</link>
			<pubDate>21:21:00 +0430 چهارشنبه، 15 خرداد 1398</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">763964@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​خیابان را می‌شناسم، چندباری طول خیابان را پیاده رفته‌ام. اما اینبار برایم متفاوت است، بیشتر توجه می‌کنم به کوچه‌ها و تابلو‌های ایستاده در کنارخیابان، خیابان قدیمی پانزده خرداد در مرکز شهر، با هر قدم چندین سال مرا به عقب میبرد، همیشه می‌گفتند: ماشینی بسازند تا با آن به دل تاریخ سفر کنیم! اما این خیابان سرعتش از ماشین‌ها نیز بیشتر است.&lt;br /&gt;
سال1342، عده‌ای را میبینم که کفن برتن راهی خیابان شده‌اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;با هر قدم به آنها نزدیکتر می‌شوم، میترسم! خودم را عقب میکشم، اما آنها را میشناسم٬ بله اینان همان‌هایی هستند که در لوح تاریخ مانده‌اند و ایستادگی در مقابل شاه را بروی دل تاریخ حکاکی کرده‌اند. کفن‌های سفید برتن و یک دست شده‌اند مانند جریان آب‌خروشان رودخانه از چیزی نمی‌هراسند٬ عده‌ای با اسلحه به استقبال آنها آمده‌اند وشروع به تیراندازی می‌کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هدف کفن پوشان چیست! که با پوشیدن کفن خود را آماده مرگ نشان می‌دهند!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بله، آنها آزادی امام‌شان را می‌خواهند، آنها جان امام را از جان خودشان عزیزتر می‌دانند، شاه نمی‌دانست با امام و مردم چه کند! امام را بازداشت و به تبعید فرستاد اما مردم سکوت نکردند٬ هراس و شکی در دل راه ندادند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تیراندازی شروع می‌شود، تیرها در دل کفن‌پوشان و بیداردلان می‌نشیند و خیابان غرق در خون می‌شود، کفن‌های سفید حالا رنگین شده‌اند و رنگ سرخ در تاروپود کفن گره می‌خورد اما کفن‌پوشان ایستادگی می‌کنند و عقب‌نشینی برایشان معنا نشده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;قیام را با خون خود رنگین می‌سازند و قدم به قدم پیش می‌روند، تا کنون آمده‌اند٬ برای ما که هیچ وقت در برابر ظالم سکوت نکنیم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ایستادگی و مقاومت را به ما درس داده‌اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تاریخ، قیام کفن‌پوشان پانزده خرداد را در دل خود ثبت و ضبط کرد، برای فرزندان آینده‌ی این مرز وبوم، که پدران و مردان این سرزمین را الگو قرار دهند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
با صدای زنگ گوشی به خودم می‌آیم،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;_کجایی!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;+ پانزده خرداد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#قیام_پانزده_خرداد_سال1342&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/قیام-پانزده-خرداد-5&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​خیابان را می‌شناسم، چندباری طول خیابان را پیاده رفته‌ام. اما اینبار برایم متفاوت است، بیشتر توجه می‌کنم به کوچه‌ها و تابلو‌های ایستاده در کنارخیابان، خیابان قدیمی پانزده خرداد در مرکز شهر، با هر قدم چندین سال مرا به عقب میبرد، همیشه می‌گفتند: ماشینی بسازند تا با آن به دل تاریخ سفر کنیم! اما این خیابان سرعتش از ماشین‌ها نیز بیشتر است.<br />
سال1342، عده‌ای را میبینم که کفن برتن راهی خیابان شده‌اند.</p>

<p>با هر قدم به آنها نزدیکتر می‌شوم، میترسم! خودم را عقب میکشم، اما آنها را میشناسم٬ بله اینان همان‌هایی هستند که در لوح تاریخ مانده‌اند و ایستادگی در مقابل شاه را بروی دل تاریخ حکاکی کرده‌اند. کفن‌های سفید برتن و یک دست شده‌اند مانند جریان آب‌خروشان رودخانه از چیزی نمی‌هراسند٬ عده‌ای با اسلحه به استقبال آنها آمده‌اند وشروع به تیراندازی می‌کنند.</p>

<p>هدف کفن پوشان چیست! که با پوشیدن کفن خود را آماده مرگ نشان می‌دهند!</p>

<p>بله، آنها آزادی امام‌شان را می‌خواهند، آنها جان امام را از جان خودشان عزیزتر می‌دانند، شاه نمی‌دانست با امام و مردم چه کند! امام را بازداشت و به تبعید فرستاد اما مردم سکوت نکردند٬ هراس و شکی در دل راه ندادند.</p>

<p>تیراندازی شروع می‌شود، تیرها در دل کفن‌پوشان و بیداردلان می‌نشیند و خیابان غرق در خون می‌شود، کفن‌های سفید حالا رنگین شده‌اند و رنگ سرخ در تاروپود کفن گره می‌خورد اما کفن‌پوشان ایستادگی می‌کنند و عقب‌نشینی برایشان معنا نشده است.&nbsp;</p>

<p>قیام را با خون خود رنگین می‌سازند و قدم به قدم پیش می‌روند، تا کنون آمده‌اند٬ برای ما که هیچ وقت در برابر ظالم سکوت نکنیم.</p>

<p>ایستادگی و مقاومت را به ما درس داده‌اند.</p>

<p>تاریخ، قیام کفن‌پوشان پانزده خرداد را در دل خود ثبت و ضبط کرد، برای فرزندان آینده‌ی این مرز وبوم، که پدران و مردان این سرزمین را الگو قرار دهند.&nbsp;<br />
با صدای زنگ گوشی به خودم می‌آیم،&nbsp;</p>

<p>_کجایی!</p>

<p>+ پانزده خرداد&#8230;</p>

<p>#قیام_پانزده_خرداد_سال1342</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/قیام-پانزده-خرداد-5">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/قیام-پانزده-خرداد-5#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=763964</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زهرا رفت...</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/زهرا-رفت</link>
			<pubDate>07:51:00 +0330 جمعه، 16 آذر 1397</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">692051@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بسم‌الله الرحمن الرحیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;هنوز از حد ترخص شهرمان خارج نشده بودیم که متوجه شدیم یکی از طلبه‌ها در بیمارستان شیراز بستری شده و خانواده‌اش التماس دعا دارند.&lt;br /&gt;آن روز من و فاطمه عازم سفر تبلیغی به مناطق عملیاتی جنوب بودیم.&lt;br /&gt;بعداز دقایقی فهمیدیم، پاسداری که با ما هست، نیز اقوام زهرا است.&lt;br /&gt;گوشی‌هایمان پشت سرهم زنگ می‌خورد که برای زهرا دعا کنیم.&lt;br /&gt;من و فاطمه برایش دعا می‌کردیم لحظه‌ای ذکر می‌گفتیم، لحظه‌ای استغاثه می‌کردیم، لحظه‌ای به شهدا التماس که برای سلامتی زهرا دعا کنند.&lt;br /&gt;من و فاطمه بهم قول دادیم که به بچه‌های دبیرستان چیزی نگوییم که ناراحت شوند. غم‌مان در دلمان بود و لبمان خندان، اما تحمل لب‌خندهای نمایشی را نداشتم.&lt;br /&gt;تلفن فاطمه زنگ خورد و گفتن دعا کنید. دکتر زهرا گفته، تومور سر زهرا خوش‌خیم است. &lt;br /&gt;دلمان شاد شد و التماس مان به خدا بیشتر.&lt;br /&gt;قرار بود دکترها تومور زهرا را عمل کنند و وقت تلف نشود.&lt;br /&gt;من و فاطمه لحظه به لحظه منتظر خبرها بودیم.&lt;br /&gt;زهرا را نمی‌شناختم چون یک پایه‌ی تحصیلی از ما بالاتر بود ما پایه سوم بودیم زهرا پایه چهارم، پایه چهارمی که هیچ‌وقت به پایان نرسید.&lt;br /&gt;من زهرا را در مواقعی که منتظر سرویس بودم یا صبح‌ها هنگام ورود به حوزه یا ساعت صبح‌گاه می‌دیدم. همیشه با چهره‌ای شاد و خندان از من پذیرایی می‌کرد. &lt;br /&gt;آن زمان، وقتی که از سفر بازگشتم عمل سر زهرا با موفقیت انجام شده بود. وزهرا بعداز ساعت‌ها بیهوشی دوباره به هوش آمده بود.&lt;br /&gt;من دیگر زهرا را ندیدم و از دوستانش جویای احوال زهرا بودم تا ماه رمضان امسال که زهرا دیگر توان راه رفتن به روی دوپایش را نداشت و با کمک دوستانش چند قدم برداشت تا به سفره‌ی افطاری برسد.&lt;br /&gt;همان شب نیز با همه باروی‌گشاده صحبت می‌کرد.&lt;br /&gt;چهره خندانش در چشمانم تمام نمی‌شود.&lt;br /&gt;امروز عصر پیامکی از حوزه دریافت کردم که زهرا اسدیان طلبه‌ی با اخلاق حوزه حضرت نرگس سلام‌الله‌علیها درگذشت.&lt;br /&gt;خداوند به خانواده‌ات و دختر پنج‌ساله‌ات، ستایش و پسر یازده‌ساله‌ات، علی صبر جزیل عنایت کند.&lt;br /&gt;انالله و انا الیه راجعون.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/زهرا-رفت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم‌الله الرحمن الرحیم</p>
<p><br />هنوز از حد ترخص شهرمان خارج نشده بودیم که متوجه شدیم یکی از طلبه‌ها در بیمارستان شیراز بستری شده و خانواده‌اش التماس دعا دارند.<br />آن روز من و فاطمه عازم سفر تبلیغی به مناطق عملیاتی جنوب بودیم.<br />بعداز دقایقی فهمیدیم، پاسداری که با ما هست، نیز اقوام زهرا است.<br />گوشی‌هایمان پشت سرهم زنگ می‌خورد که برای زهرا دعا کنیم.<br />من و فاطمه برایش دعا می‌کردیم لحظه‌ای ذکر می‌گفتیم، لحظه‌ای استغاثه می‌کردیم، لحظه‌ای به شهدا التماس که برای سلامتی زهرا دعا کنند.<br />من و فاطمه بهم قول دادیم که به بچه‌های دبیرستان چیزی نگوییم که ناراحت شوند. غم‌مان در دلمان بود و لبمان خندان، اما تحمل لب‌خندهای نمایشی را نداشتم.<br />تلفن فاطمه زنگ خورد و گفتن دعا کنید. دکتر زهرا گفته، تومور سر زهرا خوش‌خیم است. <br />دلمان شاد شد و التماس مان به خدا بیشتر.<br />قرار بود دکترها تومور زهرا را عمل کنند و وقت تلف نشود.<br />من و فاطمه لحظه به لحظه منتظر خبرها بودیم.<br />زهرا را نمی‌شناختم چون یک پایه‌ی تحصیلی از ما بالاتر بود ما پایه سوم بودیم زهرا پایه چهارم، پایه چهارمی که هیچ‌وقت به پایان نرسید.<br />من زهرا را در مواقعی که منتظر سرویس بودم یا صبح‌ها هنگام ورود به حوزه یا ساعت صبح‌گاه می‌دیدم. همیشه با چهره‌ای شاد و خندان از من پذیرایی می‌کرد. <br />آن زمان، وقتی که از سفر بازگشتم عمل سر زهرا با موفقیت انجام شده بود. وزهرا بعداز ساعت‌ها بیهوشی دوباره به هوش آمده بود.<br />من دیگر زهرا را ندیدم و از دوستانش جویای احوال زهرا بودم تا ماه رمضان امسال که زهرا دیگر توان راه رفتن به روی دوپایش را نداشت و با کمک دوستانش چند قدم برداشت تا به سفره‌ی افطاری برسد.<br />همان شب نیز با همه باروی‌گشاده صحبت می‌کرد.<br />چهره خندانش در چشمانم تمام نمی‌شود.<br />امروز عصر پیامکی از حوزه دریافت کردم که زهرا اسدیان طلبه‌ی با اخلاق حوزه حضرت نرگس سلام‌الله‌علیها درگذشت.<br />خداوند به خانواده‌ات و دختر پنج‌ساله‌ات، ستایش و پسر یازده‌ساله‌ات، علی صبر جزیل عنایت کند.<br />انالله و انا الیه راجعون.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/زهرا-رفت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/زهرا-رفت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=692051</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>لمس حقیقت</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/لمس-1</link>
			<pubDate>08:01:00 +0430 دوشنبه، 4 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">641037@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;واژه‌ها، حرف‌هاو کلمه‌ها، برایم معنا و مفهومی ندارند، کلماتی مانند: حجاب، عفاف، محرم و نامحرم….&lt;br /&gt;حتما شما معنای‌ این کلمات را می‌دانید اما من، نه!&lt;br /&gt;اطرافیان خیلی توضیح می‌دهند، اما هنوز برای من جاده تاریک نا آشناست.&lt;br /&gt;نامحرم کیست! که مادرم با چند متر پارچه خودش را در برابر او می‌پوشاند!&lt;br /&gt;مادرم می‌گوید: چادر مشکی، اما رنگ‌ها را تاکنون ندیده‌ام و مفهومی برایم ندارند.&lt;br /&gt;وقتی مهمان به خانه‌مان می‌آید، مادرم را صدا می‌کنم و بعد با سر انگشتانم سر و صورتش را لمس می‌کنم، آیا چادر سرکرده یا نه، تا بفهمم مهمان‌مان محرم است یا نامحرم.&lt;br /&gt;مادرم می‌گوید: برایت چادر گل‌گلی خریدم، اما من حتی گل را ندیده‌ام که بدانم شکلش چگونه است؟!&lt;br /&gt;از مادرم می‌خواهم شکل گل چادر را در کف دستم بکشد تا شکل گل‌‌های نقش بسته بروی چادرم را بدانم.&lt;br /&gt;صدایی زنانه از جعبه‌ی کوچکی به گفته‌ی مادرم رادیو، می‌گوید: زنان مانند گل هستند، نباید در معرض نامحرمان و لمس آنها قرار بگیرند.&lt;br /&gt;از مادرم می‌پرسم این کلمات چه می‌گویند؟!&lt;br /&gt;مادرم چیزی را به دستم می‌دهد.&lt;br /&gt;می‌پرسم این چیست؟&lt;br /&gt;می‌گوید چه طوری است؟&lt;br /&gt;می‌گویم قطعه‌های کوچکی که تعدادشان زیاد و جنسشان خیلی لطیف است.&lt;br /&gt;مادرم می‌گوید بویش کن، می‌بویمش، دیگر دوست ندارم از کنار بینی‌ام جایش تغییر کند از بس خوشبو و لطیف است.&lt;br /&gt;مادرم می‌گوید این گل است.&lt;br /&gt;مادرم چند دقیقه به آشپزخانه می‌رود.&lt;br /&gt;من همان طور گل را می‌بویم و گلبرگ‌هایش را لمس می‌کنم.&lt;br /&gt;اما کم‌کم لطافت اولیه را ندارد حتی بویش هم مثل لحظات اول نیست، سر گلبرگ هایش پیچیده و استواریش از بین رفته و هر لحظه گلبرگی از گل جدا می‌شود.&lt;br /&gt;مادرم را صدا می‌زنم و بلند می‌گویم حالا دیگر معنای زنان مانند گل ‌اند را فهمیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صدای پای مادرم را می شنیدم که داشت به من نزدیک می‌شد و در همین هنگام این جملات را می‌گفت: دخترم، محفوظ بودن وپاکدامنی برای زن مفیدتره و زیبای زن رو بادوام‌تر می‌کنه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;پ.ن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صيانَةُ المَرأَةِ أَنعَمُ لِحالِها و َأَدوَمُ لِجَمالِها.&lt;br /&gt;(تصنیف غررالحکم و دررالکلم 405 ، ح9286)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/لمس-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژه‌ها، حرف‌هاو کلمه‌ها، برایم معنا و مفهومی ندارند، کلماتی مانند: حجاب، عفاف، محرم و نامحرم….<br />حتما شما معنای‌ این کلمات را می‌دانید اما من، نه!<br />اطرافیان خیلی توضیح می‌دهند، اما هنوز برای من جاده تاریک نا آشناست.<br />نامحرم کیست! که مادرم با چند متر پارچه خودش را در برابر او می‌پوشاند!<br />مادرم می‌گوید: چادر مشکی، اما رنگ‌ها را تاکنون ندیده‌ام و مفهومی برایم ندارند.<br />وقتی مهمان به خانه‌مان می‌آید، مادرم را صدا می‌کنم و بعد با سر انگشتانم سر و صورتش را لمس می‌کنم، آیا چادر سرکرده یا نه، تا بفهمم مهمان‌مان محرم است یا نامحرم.<br />مادرم می‌گوید: برایت چادر گل‌گلی خریدم، اما من حتی گل را ندیده‌ام که بدانم شکلش چگونه است؟!<br />از مادرم می‌خواهم شکل گل چادر را در کف دستم بکشد تا شکل گل‌‌های نقش بسته بروی چادرم را بدانم.<br />صدایی زنانه از جعبه‌ی کوچکی به گفته‌ی مادرم رادیو، می‌گوید: زنان مانند گل هستند، نباید در معرض نامحرمان و لمس آنها قرار بگیرند.<br />از مادرم می‌پرسم این کلمات چه می‌گویند؟!<br />مادرم چیزی را به دستم می‌دهد.<br />می‌پرسم این چیست؟<br />می‌گوید چه طوری است؟<br />می‌گویم قطعه‌های کوچکی که تعدادشان زیاد و جنسشان خیلی لطیف است.<br />مادرم می‌گوید بویش کن، می‌بویمش، دیگر دوست ندارم از کنار بینی‌ام جایش تغییر کند از بس خوشبو و لطیف است.<br />مادرم می‌گوید این گل است.<br />مادرم چند دقیقه به آشپزخانه می‌رود.<br />من همان طور گل را می‌بویم و گلبرگ‌هایش را لمس می‌کنم.<br />اما کم‌کم لطافت اولیه را ندارد حتی بویش هم مثل لحظات اول نیست، سر گلبرگ هایش پیچیده و استواریش از بین رفته و هر لحظه گلبرگی از گل جدا می‌شود.<br />مادرم را صدا می‌زنم و بلند می‌گویم حالا دیگر معنای زنان مانند گل ‌اند را فهمیدم.</p>
<p>صدای پای مادرم را می شنیدم که داشت به من نزدیک می‌شد و در همین هنگام این جملات را می‌گفت: دخترم، محفوظ بودن وپاکدامنی برای زن مفیدتره و زیبای زن رو بادوام‌تر می‌کنه.</p>
<p> </p>
<p><br />پ.ن</p>
<p>صيانَةُ المَرأَةِ أَنعَمُ لِحالِها و َأَدوَمُ لِجَمالِها.<br />(تصنیف غررالحکم و دررالکلم 405 ، ح9286)</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/لمس-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/لمس-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=641037</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دست  نوشته ها یتان شما را به تصویر میکشند.....</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/دست-6</link>
			<pubDate>07:59:00 +0430 دوشنبه، 4 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">641035@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;وقتی حالتان خوب است و تعادل روحی دارید ،بنویسید.&lt;br /&gt;زمانی که احساس برشما غلبه کرده ودیگر قدرت تفکر ندارید ننویسید واگر نوشتید در فضای مجازی نشر ندهید .&lt;br /&gt;مخاطب بعد از خواندن مطلب از روی کلمات میفهمد که نویسنده تعادل روحی و جسمی دارد یا نه؟!&lt;br /&gt;هنگامی که تشدد فکری دارید ننویسید حتی اگر مطلب نابی داشته باشید مخاطب نوشته ی شما را می خواند ولی به هدف اصلی مطلب دست نمی یابد .و حالات شما در دست نوشته هایتان مشخص است ودر حالت عصبانیت وخشم ،مطلب تاثیر گذار نیست برای اینکه مطلب پر از خشم، بغض وکینه است حتی اگر خودتان متوجه آن نشوید خواننده که دارای حالت تعادل روحی وجسمی است از نوع انتخاب کلمات شما میداند نویسنده باخشم این مطلب را نوشته است .عقده تان بروی کلمات تخلیه نکنید خواننده متوجه می شود .&lt;br /&gt;گاهی اوقات بعد از خواندن یک مطلب ، قدرت تفکر از ما گرفته می شود و درهایی از احساس را بروی ما میگشاید و بعضی از مطالب عقل را دچار هیجان واهی می کند و وقتی عقل آرام شد پی میبرد که هدفی در متن نیست. در بعضی از متن ها عشق های کاذب است که لحظاتی ذهن و قلب مخاطب را درگیر میکند. قدرت تصمیم گیری را از مخاطب می گیرد.&lt;br /&gt;وقتی عقل قادر است تصمیم درست بگیرد بنویسید شاید یک جمله برای سوق دادن ذهن مخاطب به سوی هدف اصلی کافی باشد.&lt;br /&gt;پس مراقب خود ودست نوشته هایتان باشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اندک تجربه های شخصی.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/دست-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی حالتان خوب است و تعادل روحی دارید ،بنویسید.<br />زمانی که احساس برشما غلبه کرده ودیگر قدرت تفکر ندارید ننویسید واگر نوشتید در فضای مجازی نشر ندهید .<br />مخاطب بعد از خواندن مطلب از روی کلمات میفهمد که نویسنده تعادل روحی و جسمی دارد یا نه؟!<br />هنگامی که تشدد فکری دارید ننویسید حتی اگر مطلب نابی داشته باشید مخاطب نوشته ی شما را می خواند ولی به هدف اصلی مطلب دست نمی یابد .و حالات شما در دست نوشته هایتان مشخص است ودر حالت عصبانیت وخشم ،مطلب تاثیر گذار نیست برای اینکه مطلب پر از خشم، بغض وکینه است حتی اگر خودتان متوجه آن نشوید خواننده که دارای حالت تعادل روحی وجسمی است از نوع انتخاب کلمات شما میداند نویسنده باخشم این مطلب را نوشته است .عقده تان بروی کلمات تخلیه نکنید خواننده متوجه می شود .<br />گاهی اوقات بعد از خواندن یک مطلب ، قدرت تفکر از ما گرفته می شود و درهایی از احساس را بروی ما میگشاید و بعضی از مطالب عقل را دچار هیجان واهی می کند و وقتی عقل آرام شد پی میبرد که هدفی در متن نیست. در بعضی از متن ها عشق های کاذب است که لحظاتی ذهن و قلب مخاطب را درگیر میکند. قدرت تصمیم گیری را از مخاطب می گیرد.<br />وقتی عقل قادر است تصمیم درست بگیرد بنویسید شاید یک جمله برای سوق دادن ذهن مخاطب به سوی هدف اصلی کافی باشد.<br />پس مراقب خود ودست نوشته هایتان باشید.</p>
<p>اندک تجربه های شخصی.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/دست-6">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/دست-6#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=641035</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>به سبک زندگی ماه</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/به-سبک-زندگی-ماه</link>
			<pubDate>07:54:00 +0430 دوشنبه، 4 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">641032@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;وقتی شب هنگام وارد خانه ‌شد؛ بعد از سلام کردن وپرسیدن احوال من، چند دقیقه بعد مرا صدا ‌کرد :«خدیجه، همسرم، کاسه‌ای از آب برایم بیاور». &lt;br /&gt;کاسه آب را به دستش دادم. &lt;br /&gt;کاسه‌ی آب را گرفت٬ چند جرعه از آب را نوشید و با باقی مانده‌ی آب در کاسه وضو گرفت سپس دو رکعت نماز کوتاه خواند و بعد به بستر خواب رفت.&lt;br /&gt;تمام این مدت٬ با اینکه خودم را مشغول کارهای خانه نشان می‌دادم اما تمام نگاهم به سمت محمد بن عبدالله ص بود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/به-سبک-زندگی-ماه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی شب هنگام وارد خانه ‌شد؛ بعد از سلام کردن وپرسیدن احوال من، چند دقیقه بعد مرا صدا ‌کرد :«خدیجه، همسرم، کاسه‌ای از آب برایم بیاور». <br />کاسه آب را به دستش دادم. <br />کاسه‌ی آب را گرفت٬ چند جرعه از آب را نوشید و با باقی مانده‌ی آب در کاسه وضو گرفت سپس دو رکعت نماز کوتاه خواند و بعد به بستر خواب رفت.<br />تمام این مدت٬ با اینکه خودم را مشغول کارهای خانه نشان می‌دادم اما تمام نگاهم به سمت محمد بن عبدالله ص بود.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/به-سبک-زندگی-ماه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/به-سبک-زندگی-ماه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=641032</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>از چشم افتاده ها</title>
			<link>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/از-چشم</link>
			<pubDate>07:52:00 +0430 دوشنبه، 4 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>پگاه پرهون</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتها</category>			<guid isPermaLink="false">641031@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز بعد کلی پیگیری و درخواست های مکرر، مجوز ورودم صادر شد.&lt;br /&gt;ساعت ۱۱:۳۰دقیقه صبح گوشی همراهم زنگ خورد.&lt;br /&gt;صدایی زنانه و محکم گفت:۳:۴۵دقیقه بعداز ظهر منتظرت هستند،اگر طبق ساعت در مکان حاضر نباشید مهلت رفتن از دست می رود و مجوزتان باطل می شود، راستی فراموش نکنید مجوز ورود را با خود به همراه داشته باشید.&lt;br /&gt;من تشکر وخداحافظی کردم.&lt;br /&gt;ساعت گوشی را روی ساعت۲:۳۰تنظیم کردم که صدایم کند.&lt;br /&gt;با این حال نخوابیدم، مشغول جمع کردن وسایل و برداشتن قلم و دفترچه ای مناسب و آماده کردن دوربین عکاسی بودم.&lt;br /&gt;صدای گوشی بلند شد،سریع وسایلم را جمع و سوار ماشین شدم.&lt;br /&gt;به طرف آنجا حرکت کردم و مجوز ورود را بروی داشبرد قرار دادم و در راه چندین مرتبه به آن نگاه کردم.&lt;br /&gt;جاده بیابانی وخلوت …اندکی ترس زیر پوست لایه مغزم پیام برگرد را به گوشم ارسال می کرد، اما هدفم اجازه برگشت را امضا نمی کند.&lt;br /&gt;از دور نمایان شد….&lt;br /&gt;روبروی در ورودی ماشین را پارک کردم وسایلم را را برداشتم و مجوز را داخل جیب کیفم گذاشتم.&lt;br /&gt;وقتی کنار در ودیوار قرار گرفتم احساس کردم مورچه ای در کنار درختچه ی لوبیا هستم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ورودی را کوبیدم، پنجره‌ای کوچک از آن در بزرگ باز شد.&lt;br /&gt;صورت لاغر و استخوانی ظاهر شد ،پرسید؟! &lt;br /&gt;چکار داری؟!&lt;br /&gt;مجوز را از جیبم خارج کردم و گفتم؛ به من مجوز ورود داده‌اند.&lt;br /&gt;_گفت:چند لحظه صبر کن!&lt;br /&gt;دوباره صدای چفت پنجره‌ی آهنی بلند شد.&lt;br /&gt;_گفت:قرار بوده ۴۵دقیقه اینجا باشی!&lt;br /&gt;۲دقیقه بیشتر نمانده!&lt;br /&gt;_گفت:اهل کجایی؟چرا به اینجا آمدی!&lt;br /&gt;نگاهی به در انداختم و گفتم: بماند، وقتی که در را برویم باز کردی، می گویم.&lt;br /&gt;طبق ساعت، قسمتی از در بزرگ برای ورود من باز شد، من وارد شدم.&lt;br /&gt;از راهروی کوچکی وارد اتاقی شدم که فقط یک میز و صندلی داشت و یک خانم چادری پشت میز نشسته بود.&lt;br /&gt;اتاق نور ی متعادل و هوای معتدلی داشت.&lt;br /&gt;خانم از پشت میز بلند شد و تعارف کرد که پیش بروم.&lt;br /&gt;من چند قدم نزدیک رفتم بعد سلام و احوال پرسی کرد و گفت: با اجازه می خواهم شما را خلع سلاح کنم.&lt;br /&gt;من با لبخندی پاسخ دادم من که اسلحه ندارم، اگر منظور شما این دوربین عکاسی است! &lt;br /&gt;_گفت: تنها دوربین نیست!&lt;br /&gt; آخه من مجوز گرفتم! &lt;br /&gt;_گفت:شما مجوز ورود خودتان را گرفتید،مجوز ورود دوربین و گوشی همراه را نگرفتید،گرفتید!&lt;br /&gt;چه عجب ورود این اشیاء هم مجوز می خواهد!&lt;br /&gt;سری تکان داد، گفت:بله،کل وسایلم را از من گرفت، من قلم و دفترچه‌ای را برداشتم و گفتم این دو، دیگر که اسلحه محسوب نمی شود، گفت:اگر نداشته باشید، بهتر است، اما خب اشکالی ندارد.&lt;br /&gt;یکی از همکارانش را صدا زد و رو به من گفت: ایشان تمام مدت همراه شما و مواظب شماست.&lt;br /&gt;در آخرین لحظه گفت: &lt;br /&gt;لطفاً احساساتی نشوید!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد با خانمی نسبتا قد بلند که نام خانوادگی اش را از روی تکه پارچه ای که روی لباسش دوخته شده بود، همراه شدم.&lt;br /&gt;وارد راهرویی با عرض کم و دیوارهای بلند، که در نزدیکی سقف پنجره های قرار داشت و از آن جا نور راهرو تامین می شد.&lt;br /&gt;هوا کمی گرم بود، فقط صدای گنجشک های داخل حیاط می آمد که درون راهروی طویل می پیچید.&lt;br /&gt;گفت: می خواهی از کجا شروع کنی!&lt;br /&gt;گفتم از حیاط، به سمت راست حرکت کرد و شروع به باز کردن قفل درهای بلند ومیله‌ای کرد.&lt;br /&gt;دالانگ،دلونگ…درهای میله‌ای که فاصله میله ها به اندازه رد شدن یک دست بود.&lt;br /&gt;وارد حیاط شدیم، محیطی آرام و چند درخت نارنج که در گوشه‌ی آخر حیاط بودند که در سایه شان دو تا خانم نشسته بودند که یکی از آنها با دیدن ما فورا با آرنج دست چپ به کنار دستی اش زد وبا سر اشاره‌ای به ما کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک نفر تنها در گوشه ی دیگر روی زمین نشسته بود سرش روی زانوهایش گذاشته و نگاهش به زمین دوخته است. ورود ماهم تغییری در او ایجاد نکرد.&lt;br /&gt;حیاطی مربعی شکل که در روی دیوار های بلندش هم چند متر از نرده ها و سیم خاردار پوشیده است.&lt;br /&gt;رو به خانمی که همراهم بود کردم و گفتم: لطفاً مرا به خوابگاه ببرید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از طی راهرویی بزرگتر از راهروی قبلی شروع به باز کردن در های میله‌ای کرد، اینجا در های میله‌ای تمامی ندارد.&lt;br /&gt;خوابگاه شلوغ بود، دو الی چهار بچه ی ۳تا۵ سال همراه مادرشان زندگی می کردند.&lt;br /&gt;فکر بچه ها مرا بیشتر به خودش جذب کرد، که حق آنها زندگی در کنار پدر و مادر و محیطی آرام است . اما اکنون زندگی در سلول کوچک یک زندان واقع در بیابان را تجربه می کنند.&lt;br /&gt;اول دغدغه ام آینده زنانی بود، که غیر عمد به زندان راه یافتند که بعد از آزادی آینده‌شان چه می شود؟!&lt;br /&gt;اما اکنون بچه ها هم به این دغدغه اضافه شدند. کودکانی که بی گناه همراه یک مجرم عمد یا غیر عمد وارد زندان می شوند چه سرنوشتی دارند؟!&lt;br /&gt;_خانم!خانم! حالتان خوب است؟&lt;br /&gt;بله ،نگران نباشید ،برویم سلول ها را ببینیم.&lt;br /&gt;بانوانی که مدل و رنگ لباس هایشان یکی بود اما افکار و جرمشان نه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عده ای از خانم ها به روی تخت خود دراز کشیده و دست خود را مشت کرده، بر پیشانی گذاشته و نگاه ممتد به سقف داشتند.&lt;br /&gt;در سلول همسایه هم عده‌ای دیگر دور هم نشسته و روزگار را بانی آینده کنونی خود می دانستند. خانمی هم آه می کشید که چرا چند دقیقه عصبانیت خودش را کنترل نکرده بود.&lt;br /&gt;خانمی هم نگاه های نگران و مضطربی داشت و به هر کس که می رسید سوال می کرد، مرا بخشیدند؟! بعد شروع به گریه و قسم دادن می کرد که به خدا قسم عمدی نبود!….&lt;br /&gt;آینده ‌ای زنان زندان و مجرمان غیرعمد و عمد چه می شود؟ &lt;br /&gt;آیا نباید قانونی قرار دهند و پیگیر باشند که مجرمان غیر عمد، مدت کوتاه تری در زندان بمانند ؟!&lt;br /&gt;مسئله خانواده و کار زنان زندان چه می شود؟ &lt;br /&gt;آیا این زندان رفتن خودش یک نوع آینده مبهم برای مجرمان غیر عمد نمی سازد؟!&lt;br /&gt;این سوالات تمام ذهنم را فرا گرفته بودند تا اینکه از سرگرد تشکر کردم و نگهبان در را برایم باز کرد ومن از زندان خارج شدم. دوربین را به دست گرفتم و از دیوار های بلند زندان و سیم خاردار ها عکس برداری کردم.&lt;br /&gt;ماشین را روشن واز شدت ناراحتی پدال گاز را فشردم و بعد از رسیدن به خانه بی درنگ گوشی تلفن را برداشتم به دوستم زنگ زدم و نوشتن فیلم نامه سرنوشت زنان زندان را پذیرفتم….&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/از-چشم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>امروز بعد کلی پیگیری و درخواست های مکرر، مجوز ورودم صادر شد.<br />ساعت ۱۱:۳۰دقیقه صبح گوشی همراهم زنگ خورد.<br />صدایی زنانه و محکم گفت:۳:۴۵دقیقه بعداز ظهر منتظرت هستند،اگر طبق ساعت در مکان حاضر نباشید مهلت رفتن از دست می رود و مجوزتان باطل می شود، راستی فراموش نکنید مجوز ورود را با خود به همراه داشته باشید.<br />من تشکر وخداحافظی کردم.<br />ساعت گوشی را روی ساعت۲:۳۰تنظیم کردم که صدایم کند.<br />با این حال نخوابیدم، مشغول جمع کردن وسایل و برداشتن قلم و دفترچه ای مناسب و آماده کردن دوربین عکاسی بودم.<br />صدای گوشی بلند شد،سریع وسایلم را جمع و سوار ماشین شدم.<br />به طرف آنجا حرکت کردم و مجوز ورود را بروی داشبرد قرار دادم و در راه چندین مرتبه به آن نگاه کردم.<br />جاده بیابانی وخلوت …اندکی ترس زیر پوست لایه مغزم پیام برگرد را به گوشم ارسال می کرد، اما هدفم اجازه برگشت را امضا نمی کند.<br />از دور نمایان شد….<br />روبروی در ورودی ماشین را پارک کردم وسایلم را را برداشتم و مجوز را داخل جیب کیفم گذاشتم.<br />وقتی کنار در ودیوار قرار گرفتم احساس کردم مورچه ای در کنار درختچه ی لوبیا هستم.</p>
<p>در ورودی را کوبیدم، پنجره‌ای کوچک از آن در بزرگ باز شد.<br />صورت لاغر و استخوانی ظاهر شد ،پرسید؟! <br />چکار داری؟!<br />مجوز را از جیبم خارج کردم و گفتم؛ به من مجوز ورود داده‌اند.<br />_گفت:چند لحظه صبر کن!<br />دوباره صدای چفت پنجره‌ی آهنی بلند شد.<br />_گفت:قرار بوده ۴۵دقیقه اینجا باشی!<br />۲دقیقه بیشتر نمانده!<br />_گفت:اهل کجایی؟چرا به اینجا آمدی!<br />نگاهی به در انداختم و گفتم: بماند، وقتی که در را برویم باز کردی، می گویم.<br />طبق ساعت، قسمتی از در بزرگ برای ورود من باز شد، من وارد شدم.<br />از راهروی کوچکی وارد اتاقی شدم که فقط یک میز و صندلی داشت و یک خانم چادری پشت میز نشسته بود.<br />اتاق نور ی متعادل و هوای معتدلی داشت.<br />خانم از پشت میز بلند شد و تعارف کرد که پیش بروم.<br />من چند قدم نزدیک رفتم بعد سلام و احوال پرسی کرد و گفت: با اجازه می خواهم شما را خلع سلاح کنم.<br />من با لبخندی پاسخ دادم من که اسلحه ندارم، اگر منظور شما این دوربین عکاسی است! <br />_گفت: تنها دوربین نیست!<br /> آخه من مجوز گرفتم! <br />_گفت:شما مجوز ورود خودتان را گرفتید،مجوز ورود دوربین و گوشی همراه را نگرفتید،گرفتید!<br />چه عجب ورود این اشیاء هم مجوز می خواهد!<br />سری تکان داد، گفت:بله،کل وسایلم را از من گرفت، من قلم و دفترچه‌ای را برداشتم و گفتم این دو، دیگر که اسلحه محسوب نمی شود، گفت:اگر نداشته باشید، بهتر است، اما خب اشکالی ندارد.<br />یکی از همکارانش را صدا زد و رو به من گفت: ایشان تمام مدت همراه شما و مواظب شماست.<br />در آخرین لحظه گفت: <br />لطفاً احساساتی نشوید!</p>
<p>بعد با خانمی نسبتا قد بلند که نام خانوادگی اش را از روی تکه پارچه ای که روی لباسش دوخته شده بود، همراه شدم.<br />وارد راهرویی با عرض کم و دیوارهای بلند، که در نزدیکی سقف پنجره های قرار داشت و از آن جا نور راهرو تامین می شد.<br />هوا کمی گرم بود، فقط صدای گنجشک های داخل حیاط می آمد که درون راهروی طویل می پیچید.<br />گفت: می خواهی از کجا شروع کنی!<br />گفتم از حیاط، به سمت راست حرکت کرد و شروع به باز کردن قفل درهای بلند ومیله‌ای کرد.<br />دالانگ،دلونگ…درهای میله‌ای که فاصله میله ها به اندازه رد شدن یک دست بود.<br />وارد حیاط شدیم، محیطی آرام و چند درخت نارنج که در گوشه‌ی آخر حیاط بودند که در سایه شان دو تا خانم نشسته بودند که یکی از آنها با دیدن ما فورا با آرنج دست چپ به کنار دستی اش زد وبا سر اشاره‌ای به ما کرد.</p>
<p>یک نفر تنها در گوشه ی دیگر روی زمین نشسته بود سرش روی زانوهایش گذاشته و نگاهش به زمین دوخته است. ورود ماهم تغییری در او ایجاد نکرد.<br />حیاطی مربعی شکل که در روی دیوار های بلندش هم چند متر از نرده ها و سیم خاردار پوشیده است.<br />رو به خانمی که همراهم بود کردم و گفتم: لطفاً مرا به خوابگاه ببرید.</p>
<p>بعد از طی راهرویی بزرگتر از راهروی قبلی شروع به باز کردن در های میله‌ای کرد، اینجا در های میله‌ای تمامی ندارد.<br />خوابگاه شلوغ بود، دو الی چهار بچه ی ۳تا۵ سال همراه مادرشان زندگی می کردند.<br />فکر بچه ها مرا بیشتر به خودش جذب کرد، که حق آنها زندگی در کنار پدر و مادر و محیطی آرام است . اما اکنون زندگی در سلول کوچک یک زندان واقع در بیابان را تجربه می کنند.<br />اول دغدغه ام آینده زنانی بود، که غیر عمد به زندان راه یافتند که بعد از آزادی آینده‌شان چه می شود؟!<br />اما اکنون بچه ها هم به این دغدغه اضافه شدند. کودکانی که بی گناه همراه یک مجرم عمد یا غیر عمد وارد زندان می شوند چه سرنوشتی دارند؟!<br />_خانم!خانم! حالتان خوب است؟<br />بله ،نگران نباشید ،برویم سلول ها را ببینیم.<br />بانوانی که مدل و رنگ لباس هایشان یکی بود اما افکار و جرمشان نه.</p>
<p>عده ای از خانم ها به روی تخت خود دراز کشیده و دست خود را مشت کرده، بر پیشانی گذاشته و نگاه ممتد به سقف داشتند.<br />در سلول همسایه هم عده‌ای دیگر دور هم نشسته و روزگار را بانی آینده کنونی خود می دانستند. خانمی هم آه می کشید که چرا چند دقیقه عصبانیت خودش را کنترل نکرده بود.<br />خانمی هم نگاه های نگران و مضطربی داشت و به هر کس که می رسید سوال می کرد، مرا بخشیدند؟! بعد شروع به گریه و قسم دادن می کرد که به خدا قسم عمدی نبود!….<br />آینده ‌ای زنان زندان و مجرمان غیرعمد و عمد چه می شود؟ <br />آیا نباید قانونی قرار دهند و پیگیر باشند که مجرمان غیر عمد، مدت کوتاه تری در زندان بمانند ؟!<br />مسئله خانواده و کار زنان زندان چه می شود؟ <br />آیا این زندان رفتن خودش یک نوع آینده مبهم برای مجرمان غیر عمد نمی سازد؟!<br />این سوالات تمام ذهنم را فرا گرفته بودند تا اینکه از سرگرد تشکر کردم و نگهبان در را برایم باز کرد ومن از زندان خارج شدم. دوربین را به دست گرفتم و از دیوار های بلند زندان و سیم خاردار ها عکس برداری کردم.<br />ماشین را روشن واز شدت ناراحتی پدال گاز را فشردم و بعد از رسیدن به خانه بی درنگ گوشی تلفن را برداشتم به دوستم زنگ زدم و نوشتن فیلم نامه سرنوشت زنان زندان را پذیرفتم….</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/از-چشم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/از-چشم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://narges-jahrom.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=641031</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
